عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
578
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ مىكشتن كنند از بهر ديو و بر مهربت ، فَقاتِلُوا شما [ كه مؤمنانايد ] جهاد كنيد ، أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ با نيك خواهان ديو ، إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً ( 76 ) كه ساز ديو كه وى سازد سست است تا بود . النوبة الثانية قوله تعالى : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا خُذُوا حِذْرَكُمْ - خداوند عالم ، جليل و جبّار درين آيت مؤمنان را فرمود تا خويشتن را در تهلكه نيفكنند ، و در جنگ دشمن ساز و عدّت تمام بردارند ، و سلاح در پوشند ، و از دشمن حذر كنند ، و فرمود تا حق جهاد بجاى آورند و در آن سستى نكنند . جوك جوك « 1 » بيرون شوند بجنگ دشمن ، يا پس همه بهم بيرون شوند . مفسّران گفتند : اين بفرمود ، آن گه منسوخ كرد به آنچه گفت : وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً . عبد الرحمن بن زيد بن اسلم گفت : « فانفروا ثبات » معنى آنست كه گروه گروه پراكنده « 2 » از پس يكديگر ميرويد چون رسول خدا با شما نباشد ، أَوِ انْفِرُوا جَمِيعاً پس اگر رسول ( ص ) بيرون شود و شما با وى باشيد همه بهم باشيد . جماعتى پراكنده « 3 » كه از هم بيفتاده باشند ايشان را ثبات گويند . يكى از آن ثبة گويند ، و جمع را ثبون و ثبين گويند ، همچون عضين و عزين . اگر كسى گويد كه : كارها همه بتقدير الهى است و به هيچ حال بتقدير در نتوان گذشت ، پس چرا حذر فرموده است ؟ و چه فايده در آنست ؟ جواب آنست كه حذر فرمودن آرام دل بنده راست ، و طمأنينت نفس وى ، نه براى آن تا دفع قدر كند . اين همچنانست كه اعرابى را گفت حين قال له انّى خلّفت ناقتى بالعراء و توكّلت
--> ( 1 ) - نسخهء ج : جوق جوق . ( 2 ، 3 ) - نسخهء الف : پركنده